السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
155
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
141 - پس از آنكه قوم عاد به هلاكت رسيدند . قوم ثمود سرزمين بجامانده از عاد را آباد نمودند و در آن زندگى كردند . جمعيت آنان زياد و عمرشان نيز طولانى بود . و طول عمر هر يك از آنان به حدى زياد بود كه مىتوانست شاهد فرسوده شدن خانهء محكمى كه به دست خود ساخته بود باشد . آنها در دامنهء كوهها نيز خانه مىساختند . و در خرّمى و فراخى زندگى مىكردند . اما بر خداوند سركشى كردند و در زمين مرتكب فساد و تباهى شدند و به بتپرستى مشغول گشتند . آنگاه خداوند متعال صالح عليه السلام را براى هدايت آنها مبعوث كرد . ولى تعداد اندكى از مستضعفين به او ايمان آوردند . صالح عليه السلام آن قوم را نويد و هشدار مىداد . سپس آنها از صالح عليه السلام نشانه و معجزهاى طلب نمودند . حضرت صالح عليه السلام به آنها گفت : چه چيزى را به عنوان نشانه و معجزه مىخواهيد ؟ گفتند : تو بهمراه ما براى مراسم جشن روز عيد به خارج از شهر بيا . و در آنجا حاجتى را از پروردگارت بخواه . و ما نيز حاجتى را از بتهاى خود طلب مىكنيم . اگر خداى تو حاجتت را برآورده ساخت ما از تو پيروى خواهيم نمود . و اگر بتهاى ما حاجت ما را برآورده ساختند بر تو لازم است كه از ما پيروى كنى . حضرت صالح عليه السلام اين امر را قبول كرد . و به همراه آنان خارج شد . سپس آنان حاجتى را از بتهاى خود طلب نمودند . اما بتها پاسخى به آنها ندادند . آنگاه يكى از بزرگان قوم كه جندع نام داشت به حضرت صالح عليه السلام گفت : از اين سنگى كه در كنار اين كوه قرار گرفته است شترى بيرون بياور كه حامله باشد و اندامى قوى و شكمى پهن و عريض و كركى زياد داشته و همانند شترهاى كوهستانى باشد . و اگر چنين كنى تو را تصديق مىكنيم و به دعوتات پاسخ مىدهيم .